خرید بک لینک
وقتی
تنیدگی قامت زرد رنگت را
لَخت لَخت
از میان من عبور میدهی
وقتی
آخرین حرف هایت
همچون نغمهی صدف ها
در شلوغی لُخت میشوند
من
لبالب ایستاده ام
چنان که خورشید
با شمشیری بزرگ در دهان
می رمی
همچون گلایلی وحشی
در دستان کیمیاگری نوپا
می رمی
از این شفق
چشم هایت را میدوزی
ودر سرخی بطلان این جنون
ناپدید میشوی

|سمر. خرداد ۹۶ |

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۳/۲۰ساعت 3:18 توسط پروفسور روانی|


برچسب: نویسنده: پویان نصیری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 1:00

صفحه بندی